cine-eye-banner

ژان رنوار فرانسوی

آندره بازن ترجمۀ پژمان خلیل‌زاده نخستین مقاله از پرونده پانتئون نقد فیلم را اختصاص دادیم به مقاله‌ای از آندره بازن درباره ژان رنوار که در مجلۀ «کایه‌دو سینما»، شماره ۸ ژانویه...

حضور، نگاه و مسئله داوری در سینمای کارلوس ریگاداس  

چه کسی حق دارد جهان را ببیند؟  آیدا نگهداری‌نیا   زمین زیر پای تصویر اِستر پشت فرمان ماشین برداشت نشسته است. در نور خاموش، زنی که رنجِ خیانتِ شوهرش ممکن است تمام هویت...

چشم‌چرانی، خیال و اخلاقِ روایت در «داستان های موازی» اصفر فرهادی

«داستان‌های موازی» در ظاهر از رئالیسم مبتنی بر مشاهدۀ نزدیکِ سینمای فرهادی فاصله می‌گیرد و به قلمرو تخیل و بازیِ روایی و متنی قدم می‌گذارد؛ اما فاصله‌گیریِ آن گسست...

روشنفکران مهرجویی

داریوش مهرجویی خود بخشی از سنت و فرهنگ روشنفکری ایرانی است. فیلمسازی روشنفکر و تحصیل کرده در رشته فلسفه که در طول زندگی‌اش، دارای چرخش‌های فکری و ایدئولوژیک بوده...

تحلیل جامعه‌شناختی و گفتمانی سینمای آرمانگرای پس از انقلاب ایران

مطالعۀ موردی تولیدات دهه شصت هجری شمسی تنسگل حیاتی   چکیده پژوهش حاضر با رویکردی تفسیری ـ تبیینی و با اتکا به داده‌های تاریخی، به بررسی شرایط تاریخی، اجتماعی و گفتمانی مؤثر...
یک تصادف ساده جعفر پناهی

اخلاق،ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

در مواجهه با «یک تصادف ساده» ساخته‌ی جعفر پناهی، اگر تحلیل را آگاهانه از سطح درونمایه سیاسی به سطح ساختار فرمی فیلم منتقل کنیم، به نتایجی می‌رسیم که با...
پوستر دو زن، یک زبان – مارینا تسوتایوا و ساناز سیداصفهانی

پاسترناک، من از تو متنفرم !

ساناز سید اصفهانی این یک یادداشتِ عمومی نیست، بل به شدت خصوصی است. ساعت 10:30 شب است که دارم برایت می‌نویسم. قبل از اینکه کاملا افکارم را عریان کرده و برایت...
صحنه‌ای از فیلم محاکمه اورسون ولز؛ نمونه‌ای از سینمای پارانویا و جهان کافکایی

پارانویا، توطئه و فروپاشی واقعیت در سینما/ از کابوس‌های اکسپرسیونیستی تا عصر نظارت دیجیتال

پرویز جاهد اگر سینما را آینه اضطراب‌های هر عصر بدانیم، شاید هیچ مفهومی به اندازه "پارانویا" نتواند فراز و فرود تاریخ مدرن را در خود بازتاب دهد. پارانویا در معنای...
عکس از مهرداد اسکویی

بیضایی سرو کاشمر بود

در گرامیداشت بهرام بیضایی سعید طلاجوی   اندوه درگذشت بهرام بیضایی پس از سالها دوری از میهنی که با تمام وجود دوست داشت تلخکامی عمیقی در دل فرهیختگان و هنردوستان ایرانی...

برای ناصر تقوایی و فیلم‌هایی که ساخت و نساخت

"رفتم توی‌ سايه، دور و بر آفتاب بود و دو گله‌ی‌ سايه، وسط آفتاب سياه نشستم. گيج و غم‌زده و مبهوت و از اينجور چيزها. پريشان‌تر از آن بودم...