به بهانه درگذشت دنیس هاپر بازیگر و کارگردان مستقل آمریکا

دنیس هاپر

 

به مناسبت درگذشت دنیس هاپر بازیگر و کارگردان مستقل سینمای آمریکا

دنیس هاپر که در سن ۷۴ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سرطان پروستات در گذشت، از چهره های مهم سینمای مستقل آمریکا بود و به همراه فیلمسازانی چون پیتر باگدانوویچ، جان کاساوتیس و رابرت آلتمن نقش مهمی در پایه گذاری سینمای مستقل آمریکا داشت. بعد از او بود که فیلمسازان مستقلی چون فرانسیس فورد کاپولا، مارتین اسکورسیزی، وودی الن، دیوید لینچ، جیم جاموش و دیگران ظاهر شدند. روزنامه گاردین از او به عنوان یکی از «بزرگ ترین شورشیان هالیوود» یاد کرد.
دنیس هاپر همیشه از سینمای مستقل آمریکا حمایت می کرد و علاوه بر بازی در فیلم های هالیوودی، با دستمزدهای اندک در فیلم های سینماگران مستقل آمریکایی مثل کاپولا، دیوید لینچ و جولین اشنبل بازی کرد.

بازیگری متد

دنیس هاپر سبک ویژه ای در بازیگری داشت و اغلب نقش افراد نامتعادل، الکلی و روان پریش را بازی می کرد: عکاس دیوانه در فیلم اینک آخرالزمان، بیمار جنسی در فیلم مخمل آبی، پدر معتاد و فاسد در فیلم اجل معلق و تکرار همین نقش در ماهی پران کاپولا. هاپر دانش آموخته متد اکتینگ یا سبک بازیگری متد زیر نظر لی استراسبرگ در اکتورز استودیو بود (سبک بازیگرانی چون مارلون براندو، جیمز دین، رابرت دونیرو و وارن بیتی) و در بیش از هشتاد فیلم هالیوودی و مستقل در نقش های اصلی و فرعی بازی کرد. او از دوستان نزدیک جیمز دین بود و در فیلم های غول و شورش بی دلیل در نقش های فرعی در کنار او ظاهر شد. در فیلم غول او جوان بیست ساله ای بود که در نقش فرزند راک هادسن میلیونر صاحب چاه های نفت تگزاس بازی کرد. همین طور در وسترن های کلاسیکی چون اراده حقیقی و پسران کیتی الدر در کنار جان وینظاهر شد.
هاپر همینطور در چند فیلم وسترن معروف از جمله اراده حقیقی و پسران کیتی الدر در کنار جان وین، لوک خوش دست آرتور پن در کنار پل نیومن، جدال در اوکی کورال و از جهنم تا تگزاس ساخته هنری هاتاوی بازی کرد.

ایزی رایدر و سینمای مستقل آمریکا

دنیس هاپر در سال ۱۹۶۹ با همکاری پیتر فوندا و با بودجه ۴۰۰ هزار دلار، فیلم مستقل و غیرمتعارف ایزی رایدر(EasyRider) را کارگردانی کرد. ایزی رایدر، یکی از رادیکال ترین و انقلابی ترین فیلم های امریکایی و درواقع از نخستین فیلم های سینمای مستقل آمریکاست. این فیلم، تصویری واقعی از تضادها و شکاف های موجود در فرهنگ و زندگی آمریکایی‌ اواخر دهه‌ی شصت بود و دنیس هاپر با یک ذهنیت کاملا آوانگارد و تحت تاثیر فرهنگ شورشی و آنارشیستی دهه‌ی شصت و سینمای تجربی و آوانگارد آمریکایی مثل آثار مایا درن و کنت انگر آن را ساخت.
ایزی رایدر از نظر فرم روایی و سبک و شخصیت‌های غیرمتعارف با استانداردها و معیارهای متعارف و پذیرفته‌شده هالیوود در تضاد بود. فیلمی که طرح داستانی دقیق و روشنی نداشت و کمی شلخته و ازهم گسیخته به نظر می رسید. استفاده‌ی گستاخانه‌ی دنیس هاپر از خشونت، سکس، مواد مخدر و موسیقی راک در آن زمان برای هالیوود و سینمای آمریکا به طور کل، غیرقابل قبول بود.

ایزی رایدر از چند نظر در سینمای جهان اهمیت دارد:
۱- نشان داد می توان با بودجه بسیار اندک مثلا ۴۰۰ هزار دلار فیلم ساخت و فیلم موفق هم ساخت(بیش از ۶۰ میلیون دلار فروش کرد) و متکی به استودیوهای بزرگ نبود. یعنی از این نظر الهام بخش سینماگران جوان و مستقل شد.
۲- آغازگر ژانری به نام ژانر روود مووی یا فیلم های جاده ای در سینمای آمریکا شد.
۳- اینکه پلی زد بین فیلم های کلاسیک و سنت روایی و قصه گویی سینمای آمریکا و سینمای تجربی و آوانگارد این کشور از یک سو و سینمای هنری و موج نوی اروپایی در دهه شصت مثل آثار گدار و آنتونیونی از سوی دیگر و از این نظر فیلم رادیکالی محسوب می شد.
۴- اینکه موسیقی راک را برای نخستین بار به عنوان موسیقی زمینه در فیلم به کار گرفت. موسیقی این فیلم مجموعه‌ای از آهنگ های مختلف از آهنگسازان و خوانندگان مشهور راک دهه‌ی شصت مثل جیمی هندریکس و راجر مک گوئین بود که دنیس هاپر خود آنها را انتخاب کرده بود.
۵- در دوره ای ساخته شد که نسل جوان شورشی، خشمگین, بدبین و آنارشیست آمریکایی تحت تاثیر جنبش های آزادیبخش جهان سوم از یک طرف، جنبش می ۶۸ فرانسه و گرایش های ضد سرمایه داری، عرفانی و ضد ماتریالیستی مثل هیپی گری در آمریکا و جهان بود و ایزی رایدر نخستین فیلمی بود که گرایش ها و روحیات این نسل را در سینمای آمریکا نشان می داد. یعنی همان دوره ای که اندکی زودتر یا دیرتر فیلم‌هایی چون «بانی و کلاید»، «فارغ‌التحصیل»، «مش»، «قله زابریسکی» و «کابوی نیمه‌شب» ساخته شد. فیلم‌هایی که سازندگان آنها نسلی را نمایندگی می‌کردند که از سیستم و شیوه‌ی زندگی آمریکایی خسته و دلزده بود و راه گریز از این سرخوردگی اجتماعی را در مواد مخدر، سکس، هیپی‌گری و بی‌بندوباری اجتماعی جست‌وجو می‌کرد.

ایزی رایدر داستان دو جوان هیپی بود که با موتورسیکلت‌های غول‌پیکرشان به دنبال رؤیاهای خود و در جست‌وجوی مفهوم تازه‌ای از زندگی‌، دشتها و جاده‌های آمریکا را زیرپا می‌گذارند، اما ذهنیت سنتی جامعه آمریکا نمی‌تواند رفتار ناهنجار و آنارشیستی آنها را تحمل کند و در نهایت قربانی خشونت کور جامعه می‌شوند. دنیس هاپر خود نقش یکی از این جوان ها را بازی کرد و به همراه پیتر فوندا با موتورسیکلت ها و لباس هایشان به شمایل های فرهنگ دهه شصت و هفتاد آمریکا تبدیل شدند. هیچ کس بهتر از دنیس هاپر نتوانست ایده آلیسم آمریکایی و نهیلیسم روشنفکرانه نسل جوان آمریکایی در دهه شصت را بازآفرینی کند. از طرفی تاثیر فیلم های وسترن هم بر ایزی رایدر کاملا مشهود بود و شخصیت های وایات و بیلی درواقع برگرفته از دو کاراکتر مشهور دنیای وسترن یعنی وایات ارپ و بیلی دی کید بود.
ایزی رایدر تاثیر عمیقی بر فیلمسازان آمریکایی و اروپایی از جمله ویم وندرس و جیم جارموش گذاشت. تاثیر این فیلم بر فیلم های جاده ای «دوست آمریکایی» و «پاریس تگزاس» وندرس آشکار بود، همین طور بر «عجیب تر از بهشت» جیم جارموش. هاپر در دوست آمریکایی وندرس، بازی هم کرد.

بازگشت دوباره به سینما

 

دنیس هاپر در دوره ای از زندگی اش به الکل و کوکائین پناه برد و از سینما فاصله گرفت اما در اواخر دهه هفتاد بعد از کنار گذاشتن اعتیاد و با بازی در فیلم حماسی ضد جنگ اینک آخرالزمان ساخته فرانسیس فورد کاپولا به سینما بازگشت. در این فیلم او در نقش یک عکاس دیوانه بدبین شاعر مسلک که در یکی ازجزایر ویتنام در کنار والتر کورتز ژنرال یاغی آمریکایی زندگی می کند، بازی چشمگیری ارائه کرد. بازی در نقش یک دیوانه جنسی سادو ماژوخیست در فیلم «مخمل آبی» ساخته دیوید لینچ(۱۹۸۶)، یکی از نقاط عطف بازیگری دنیس هاپر در سینما به حساب می آید. آخرین نقش آفرینی دنیس هاپر در سینما، فیلمی بود به نام «مرثیه»(Elegy) ساخته ایزابل کوشت سینماگر اسپانیایی که در کنار بن کینگزلی، پنه لوپه کروز و پاتریشیا کلارکسون در نقش یک نویسنده برنده جایزه پولیتزر ظاهر شد. این فیلم بر اساس رمان فیلیپ راث نویسنده برجسته آمریکایی ساخته شده بود و مرگ دنیس هاپر در آخر آن، به نحو غریبی مرگ قریب الوقوع او را پیشگویی می کرد. فیلم ترسناک گوتیک «اجل معلق»(۱۹۸۰) و فیلم پلیسی جنایی رنگ ها با بازی رابرت دووال و شان پن از فیلم های دیگری بود که دنیس هاپر کارگردانی کرد.
دنیس هاپر علاوه بر بازیگری و کارگردانی در سینما، مجسمه ساز، عکاس و نقاش هم بود وعلاقه زیادی به هنر مدرن و کانسپچوال آرت داشت. او در نقاشی پیرو سبک آبستره و اکسپرسیونیسم بود و در عکاسی هم به عکاسی پرتره علاقه داشت. جک نیکولسن، ویگو مورتنسن و دیوید لینچ از دوستان نزدیک او بودند.

دنیس هاپر در ایران

دنیس هاپر در ایران بازیگر کاملا شناخته شده ای بود. نسل انقلابی و شورشی دهه شصت و هفتاد ایران او را به خاطر بازی اش در «ایزی رایدر» می شناخت و نسل جدید بعد از انقلاب هم بازی های خوب او را در «مخمل آبی» دیوید لینچ و «اینک آخرالزمان» فرانسیس فورد کاپولا به یاد دارد. یکی از فیلم های دوران اخیر دنیس هاپر، بازی در فیلم «لیو» ساخته دوستم مهدی نوروزیان، از سینماگران ایرانی مقیم بریتانیا در یک نقش فرعی در کنار سم شپارد، الیزابت شو و جوزف فاینس بود.

دیدگاه شما

لطفا دیدگاه خود را وارد نمایید
نام خود را وارد کنید

چهار × چهار =