کلیشه‌ای و کسالت‌آور/ نگاهی به فیلم «استخر» ساختۀ سروش صحت

فیلم استخر سروش صحت

فرزانه متین

 

 شاید مهم‌ترین ویژگی سروش صحت  به عنوان نویسنده و کارگردان این باشد که در فیلم‌هایش معمولاً موضوع‌های تلخ را با زبان طنز بیان می‌کند؛ از سریال «لیسانسه‌ها» تا آخرین فیلمش به نام «استخر». با این حال نمی‌توان‌منکر اوج و فرودهای کارگردانی‌اش در کارهایش شد. او کارگردانی است که می‌خنداند، اما پشت این خنده معمولاً پرسشی درباره زندگی و آدم‌ها پنهان است. معمولا طرفدارانش او را فیلمسازی پست مدرن و ابسورد می‌دانند. او در نخستین تجربه سینمایی‌اش، «جهان با من برقص» فیلمی که در ظاهر درباره مرگ است، در واقع بیش از هر چیز دربارۀ موتیف‌هایی چون زندگی، رفاقت و روابط انسانی حرف می‌زند. این فیلم درباره مردی به نام جهانگیر( با بازی علی مصفا) است که دوستانش را در روزهای پایانی زندگی‌اش دور خود جمع می‌کند و همین گردهمایی فرصتی می‌شود تا روابط میان آدم‌ها، عشق‌ها، اختلاف‌ها و حسرت‌هایشان آشکار شود. یکی از ویژگی‌های قابل توجه این فیلم، انتخاب فضایی روستایی، سرسبز و آرام برای روایت داستان است؛ فضایی که در تضاد با موضوع تلخ مرگ قرار می‌گیرد و به تماشاگر اجازه می‌دهد به جای غرق شدن در اندوه، از زندگی و لحظه‌ها لذت ببرد. صحت با استفاده از طنز، لحظات روزمره و روابط دوستانه، تلاش می‌کند مرگ را به عنوان بخشی اجتناب‌ناپذیر از زندگی بپذیرد.

جهان، با بازی درون‌گرایانه و کنترل‌شده، محور اصلی فیلم است و حضور آرام او در میان دوستان پرهیاهویش، تضاد جذابی ایجاد می‌کند. فیلم البته در برخی خرده‌روایت‌ها و شخصیت‌پردازی‌ها انسجام کافی ندارد و گاهی مستقیماً دربارۀ مفاهیمی مثل زندگی و مرگ حرف می‌زند. با این حال، «جهان با من برقص» به دلیل لحن انسانی، بازی‌های قابل قبول و نگاه متفاوتش به مرگ، یکی از تجربه‌های قابل توجه سینمای سروش صحت محسوب می‌شود؛ فیلمی که در نهایت به جای ترساندن مخاطب از پایان، او را به ادامۀ زندگی دعوت می‌کند. صحت، با فیلم «صبحانه با زرافه‌ها»، سعی کرد، جهان مشابهی بسازد . دومین فیلم سروش صحت در مقام کارگردان، ادامه‌ای بر دغدغه‌های او درباره زندگی، مرگ، دوستی و معنای بودن بود؛ اما این بار برخلاف «جهان با من برقص»، فیلمساز فضای واقع‌گرایانه را کنار گذاشت و به سراغ جهانی ابزورد، خیال‌انگیز و گاه سوررئال رفت. فیلم با محوریت چند دوست شکل می‌گیرد که پس از اتفاقی غیرمنتظره، در موقعیتی عجیب قرار می‌گیرند و مرز میان واقعیت و خیال برایشان کم‌رنگ می‌شود.

یکی از جذابیت‌های «صبحانه با زرافه‌ها»، ترکیب کمدی با مفاهیم جدی بود. صحت، این بار تلاش کرد مفاهیمی مثل مرگ، انتخاب، پشیمانی، رفاقت و فرصت دوباره را در قالب شوخی و موقعیت‌های نامتعارف بیان ‌کند. همین تضاد لحن، فضای متفاوتی برای فیلم ساخته است؛ مخاطب همزمان با موقعیت‌های خنده‌دار، با پرسش‌هایی درباره زندگی و تصمیم‌های آدم‌ها روبه‌رو می‌شود. «صبحانه با زرافه‌ها» شاید برای همه مخاطبان، یک کمدی متعارف و سرگرم‌کننده نباشد، اما نشان می‌دهد سروش صحت علاقه دارد در سینما، مسیر شخصی خود را دنبال کند. فیلمسازی که حتی هنگام خنداندن مخاطب، دغدغه پرسیدن درباره زندگی و مرگ را رها نمی‌کند اما او با ساخت سومین فیلمش« استخر» نشان می‌دهد مسیر خود را گم کرده است. صحت در «استخر» خواسته یا ناخواسته از این دنیای ابسورد فاصله می‌گیرد. طنزهای فیلم طراوت چندانی ندارند و روایت میان ابسورد و واقع‌گرایی معلق می‌ماند؛ نه کاملاً در جهان فانتزی آشنای صحت جای می‌گیرد و نه به رئالیسمی منسجم تن می‌دهد.

«همه‌ی زندگی این دو ثانیه‌هاست»، مهم‌ترین مانیفست فیلم‌های سروش صحت است که در فیلم «استخر» هم وجود دارد؛ فیلمی که به بحران میانسالی می‌پردازد. در «استخر»  امیر (با بازی امین حیایی) برای بازگرداندن همسرش بهار (سحر دولتشاهی)، تلاش می‌کند اما هر بار به مانع برمی‌خورد. افسردگی، بحران زناشویی، سردی روابط، عشق، جدایی، تنهایی و لایه‌های پیچیده‌ی روان انسان از تم‌های محوری فیلم‌اند؛ مضامینی که پیش‌تر نیز در کارهای صحت حضور داشته‌اند. با این حال، از آنجا که انتظارات مخاطب از صحت پس از دو فیلم قبلی بالا رفته بود، «استخر» نتوانسته آن‌گونه که باید به اثری باطراوت و تازه بدل شود و شاید به همین دلیل خیلی زود از فهرست فیلم‌های محبوب تماشاگران کنار می‌رود.  هیچکدام از شخصیت‌های فیلم، لایه‌های پیچیده ندارند. حتی دلایل جدایی بهار از امیر برای مخاطب بی‌معناست و انگار این جدایی، تکه‌ای از یک فیلم دیگریست که به زور صحت آن را در فیلمش گنجانده است. اما ویژگی مهم «استخر» در این است که بر خلاف دو فیلم قبلی‌ صحت، نگاه زنانه در این فیلم جاریست. فیلمساز، مقاومت‌های زنانه را با بیانی آرام، بدون شعارزدگی و اغراق به تصویر می‌کشد. در فیلم با سه شخصیت فرعی غیر جذاب روبه‌رو هستیم: دکتر روان‌پزشک با رفتارهای دون‌ژوان‌گونه که یادآور کاراکتر پزشک در «صبحانه با زرافه‌ها» است؛ خواستگاری مصمم با بازی کاظم سیاحی؛ و پدر بهار با بازی علیرضا خمسه که پیش از مرگ در جست‌وجوی عشق است. این سه کاراکتر، سعی می‌کنند چاشنی‌هایی بامزه به فیلم تزریق کنند اما حرکات و دیالوگ‌هایشان کلیشه‌ای است. این عنصر که در فیلم‌های صحت معمولاً به ایجاد تعادل میان تلخی و شیرینی کمک می‌کرد، دیگر جواب نمی‌دهد چون تازگی ندارد. برخی خرده‌پیرنگ‌ها در دام تکرار می‌افتند؛ نشانه‌ها و موتیف‌های تکرار شونده‌ای چون انگشت اشاره، تصویر گاو (که در دو فیلم قبلی صحت نیز دیده می‌شد)، دست گذاشتن روی شانه، یا سیگار کشیدن و تظاهر به کشیدن سیگار که زمانی بخشی از امضای شخصی صحت بودند، در اینجا کارکرد تازه‌ای نمی‌یابند. از سوی دیگر، نیمه‌ی دوم فیلم در ورطه‌ی تکرار و کسالت پیش می‌رود و ‌کندی ریتم به روایت ضربه می‌زند.

فیلم استخر سروش صحت

از منظر فرمی، قاب‌بندی‌های فیلم، زیبا و در خدمت درام‌اند و موسیقی کریستف رضاعی از نقاط قوت فیلم به شمار می‌رود؛ آهنگسازی که مثل همیشه به خلق حال‌وهوایی ملانکولیک و شاعرانه در فیلم‌های صحت کمک کرده است. متاسفانه بازی‌ها در فیلم، یکدست، منسجم و در خدمت کلیت اثر نیستند. در این میان، نمایش افسردگی و حسِ دیده‌نشدنِ امیر ملموس نیست. بازی سورنا صحت (فرزند سروش صحت) در نقش فرزند بهار، تا حدی بی‌رمق به نظر می‌رسد و امیر با نوع گویش خاصش نتوانسته جانِ چندانی به شخصیت سهیل ببخشد.

سروش صحت، در مجموعِ می‌کوشد بگوید همه‌چیز خلاف قاعده رخ می‌دهد؛ او می‌خواهد بگوید ‌که زندگی را باید ساده گرفت، چرا که «همه‌ی زندگی همین دو ثانیه‌هاست». او بار دیگر این مضامین را در قاب سینما به تصویر می‌کشد، اما با همه‌ی این تفاسیر، «استخر» در مقایسه با تجربه‌های پیشین صحت، گامی رو به عقب در کارنامۀ این فیلمساز به نظر می‌رسد.

دیدگاه شما

لطفا دیدگاه خود را وارد نمایید
نام خود را وارد کنید