پژمان خلیل زاده
در غیاب سنت نقد فیلم
اگر امروز به فضای مجازی فارسیزبان نگاه کنیم و به آنچه زیر عنوان «نقد فیلم» در سایتها، وبلاگها، کانالها و صفحات اجتماعی منتشر میشود، بهسختی میتوان رد پای یک سنت فکری منسجم را در آن یافت. آنچه غالباً با نام نقد عرضه میشود، اغلب محتوایی شتابزده و کلیشهای است که صرفاً برای جلب کلیک و بازدید تولید میشود. در این میان، دانشجویان و مخاطبین جدی سینما، یا خوانندگان کنجکاوی که میخواهند بدانند نقد فیلم چگونه به یک رشتهی فکری جدی و بادوام تبدیل شد، عملاً هیچ منبع دستاولی در اختیار ندارند. این خلأ تصادفی نیست. نقد فیلم، در معنای جدی خود، محصول یک سنت هفتاد-هشتادساله است که عمدتاً در صفحات مجلات تخصصی سینمایی شکل گرفته؛ نشریاتی که نسلها منتقد و نظریهپرداز پرورش دادند، مکتبهای فکری ساختند، و در بسیاری موارد مسیر خودِ تاریخ سینما را نیز تغییر دادند. اما متاسفانه خیلی از متون انتقادی بنیادین این سنت تاکنون به فارسی ترجمه نشدهاند. نتیجه این شده که نسل جدید علاقمندان سینما در ایران، آگاهی دقیقی از تاریخ نقد فیلم ندارند.
بسیاری از مهمترین ایدههایی که امروز مبنای مطالعات سینمایی در دانشگاههای سراسر جهان است، نخست نه در کتابهای درسی دانشگاهی، بلکه در صفحات مجلاتی متولد شد که گاه با امکانات بسیار محدود و با انگیزۀ کنشگری فکری منتشر میشدند. مجلۀ «کایه دو سینما»ی فرانسه، مجلهای بود که «نظریهی مؤلف» را معرفی کرد. مجلۀ «اسکرین» در بریتانیا، آزمایشگاه نشانهشناسی و روانکاوی فیلم بود. مجلۀ «اکتبر» در نیویورک، دروازهی ورود نظریهی پساساختارگرا به دنیای هنر و سینمای آمریکا شد. این مجلات، در معنای واقعی کلمه، نقش یک «دانشگاه موازی» را ایفا کردند؛ فضایی که در آن، نقد فیلم از سطح گزارش و توصیه به سطح تحلیل فلسفی، زیباییشناختی، سیاسی و روانشناختی فرا رفت.
«سینما-چشم» با همین باور، پروندهای را در این زمینه تدارک دیده که به تدریج تکمیل خواهد شد. این پرونده شامل ترجمهی برخی از مهمترین نقدها، مقالات و متون نظری و آکادمیکِ تاریخ نقد فیلم است که مستقیماً از شمارههای قدیمی همین مجلات، ترجمه شده و بسیاری از آنها برای نخستینبار به زبان فارسی منتشر میشوند. این پرونده بر شمارههای منتشرشدهی این مجلات در دهههای ۱۹۵۰، ۱۹۶۰، ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی متمرکز است؛ دورهای که بیاغراق میتوان آن را دوران شکلگیری و بلوغ نظریهی مدرن فیلم نامید. در این پنج دهه بود که نقد فیلم از توصیفگری ساده فاصله گرفت و به رشتهای مستقل با روششناسی، مفاهیم و مکاتب خاص خود بدل شد؛ از نظریهی مؤلف در دههی پنجاه، تا نشانهشناسی و ساختارگرایی در دههی شصت، تا روانکاوی لاکانی و ایدئولوژیشناسی آلتوسری در دههی هفتاد، تا نظریهی فمینیستی فیلم و نقد پساساختارگرا در دههی هشتاد. بازخوانی این متون، از سرِ دلبستگی به گذشته نیست؛ بسیاری از پرسشهایی که امروز دربارهی سینما مطرح میشود، نخستینبار دقیقاً در صفحات همین مجلات صورتبندی شدهاند.
معیار انتخاب، اهمیت نظری و ماندگاری تاریخی متن است. مقالاتی که یک مفهوم تازه را صورتبندی کردند، مکتبی را بنیان گذاشتند، یا مسیر بحث دربارهی سینما را برای دههها تغییر دادند؛ از نظریهی مؤلف تا نشانهشناسی فیلم، از نقد ایدئولوژیک و روانکاوانه تا نظریهی فمینیستی نگاه، از نظریهی واقعگرایی بازن تا نقد پساساختارگرا. این پرونده میکوشد طیفی از مهمترین جریانهای فکری در سینما را از طریق نقدها و نوشتهها، برای نخستینبار و بهطور مستقیم و از منبع اصلی در اختیار خوانندهی فارسیزبان بگذارد.
«سینما-چشم» امیدوار است این پرونده، هرچند فشرده و اندک، گامی باشد در جهت تعمیق فضای نقد فیلم فارسیزبان.
ابتدا به معرفی برخی از مهمترین مجلاتی که این پرونده، نقدها و مقالاتی از آنها را انتخاب و ترجمه خواهد کرد، میپردازیم:
«کایه دو سینما» (Cahiers du Cinéma)
این مجلهی فرانسوی را آندره بازن به همراه ژاک دونیول-والکروز و ژوزف-ماری لو دوکا در سال ۱۹۵۱ در پاریس بنیان گذاشتند. «کایه دو سینما» بستری شد برای نسلی از منتقدان جوان—از جمله فرانسوا تروفو، ژان-لوک گدار، اریک رومر، کلود شابرول و ژاک ریوت—که بعدها به چهرههای اصلی موج نوی سینمای فرانسه بدل شدند. این مجله را باید زادگاه «نظریهی مؤلف» دانست؛ ایدهای که کارگردان را نه صرفاً مجری فیلمنامه، بلکه صاحب یک امضای شخصی و هنری مستقل میداند. مجله «کایه دو سینما» در دهههای شصت و هفتاد، با تغییر سردبیر و تیم تحریریه و نویسندگان و منتقدان، به نقطۀ اوج فعالیت فکری خود رسید و زیبابیشناسی و نقد فیلم را وارد عرصههای مختلف اندیشهها و نظریات فلسفه هنر و فلسفه اجتماعی و خوانشهای سیاسی نمود. اکثر نویسندگان و دبیران جوان و پر شور تحریریه «کایه» با شور و حرارت در گعدهها و جلسات سینماتکی حلقههای چپ نو و نئومارکسیستها و کلونیهای جوانان و دانشجویان نخبه حضور فعال و مستمر داشتند. از طرفی، با ورود متفکران اروپایی از رشتههای زبانشناسی، نشانهشناسی، ساختارگرایی و روانکاوی لاکانی به حوزۀ سینما در دهههای شصت و هفتاد، کمکم مجله «کایهدو سینما» به رسانهای برای بازتاب گرایشات التقاطی در حوزۀ نقد فیلم تبدیل شد.
سایت اند ساند (Sight & Sound)
نشریهی رسمی مؤسسهی فیلم بریتانیا (BFI) که از سال ۱۹۳۲ منتشر میشود و یکی از قدیمیترین و معتبرترین مجلات سینمایی جهان بهشمار میرود. این مجله از سال ۱۹۵۲ نظرسنجی دهسالهی معروف خود دربارهی «بهترین فیلمهای تاریخ سینما» را برگزار میکند و در طول دهههای میانی قرن بیستم، محل انتشار برخی از جدیترین نقدهای تحلیلی به زبان انگلیسی بوده، هرچند امروزه اعتبار سابق خود را از دست داده است.
اسکرین (Screen)
این مجلهی بریتانیایی که در اواخر دههی شصت شکل کنونی خود را یافت، در دههی هفتاد به مرکز اصلی چیزی بدل شد که بعدها «نظریهی اسکرین» (Screen Theory) نام گرفت، نظریهای که ترکیبی از نشانهشناسی سوسوری، نقد ایدئولوژی آلتوسری و روانکاوی لاکانی برای تحلیل فیلم بود. مقالهی معروف لورا مالوی با عنوان «لذت بصری و سینمای روایی» که یکی از بنیادیترین متون نظریهی فمینیستی فیلم بهشمار میرود، در همین مجله منتشر شد.
«فیلمکامنت» (Film Comment)
نشریهی رسمی «انجمن فیلم لینکن» در نیویورک که از سال ۱۹۶۲ منتشر میشود و به تحلیل و نقد سینمای جریان اصلی، هنری و آوانگارد آمریکایی و جهانی اختصاص دارد.
«سینهاست» (Cineaste)
مجلهای آمریکایی که گری کراودس در سال ۱۹۶۷ در نیویورک بنیان گذاشت. «سینهاست»، بدون وابستگی مالی به استودیوها یا نهادهای دانشگاهی، به تحلیل سیاسی و اجتماعی سینما، بهویژه سینمای مستقل، چپ و جهانسومی با گرایش سوسیالیسم فرهنگی و مارکسیسم ساختارگرای غربی شهرت دارد.
«اکتبر» (October)
این نشریهی نیویورکی را رزالیند کراوس و آنت میکلسن در سال ۱۹۷۶ پس از جدایی از مجلهی «آرتفروم» بنیان گذاشتند. «اکتبر» که نامش برگرفته از فیلم «اکتبر» آیزنشتاین است، دروازهی اصلی ورود نظریهی پساساختارگرای فرانسوی—از جمله آرای فوکو و دریدا—به فضای فکری آمریکا در حوزهی هنر و سینما بود.
«جامپکات» (Jump Cut)
نشریهای رادیکال که جان هس، چاک کلاینهانس و جولیا لیسیج در سال ۱۹۷۴ بنیان گذاشتند. «جامپکات» از منظری چپ، فمینیستی و ضدامپریالیستی به تحلیل سینما و رسانه میپردازد و از همان آغاز، صدای گروههایی را که در نشریات آکادمیک رسمی کمتر شنیده میشدند—از جمله فیلمسازان زن، سیاهپوست و کوییر—بازتاب داده است.
«سینهاکشن» (CineAction)
نشریهای کانادایی که در سال ۱۹۸۵ به همت رابین وود، منتقد سرشناس، و جمعی از اعضای دانشکدهی سینمای دانشگاه یورک در تورنتو بنیان گذاشته شد. «سینهاکشن» با گرایشی مارکسیستی، کوشید میان روزنامهنگاریِ سلیقهمحور و نظریهپردازیِ آکادمیکِ گاه دیریاب، راهی میانه بیابد.
«سینما ژورنال» (Cinema Journal)
نشریهی رسمی و داوریشدهی انجمن مطالعات سینما و رسانه (که در آغاز با نام «انجمن سینماشناسان» در سال ۱۹۵۹ بنیان گذاشته شد)، یکی از معتبرترین مجلات آکادمیک تاریخ مطالعات فیلم است که از دههی شصت میلادی منتشر میشود و امروز با نام «مجلهی مطالعات سینما و رسانه» شناخته میشود.
«تلکوئل» (Tel Quel)
نشریهای فرانسوی، نه لزوماً سینمایی بلکه ادبی-نظری که محفلی از نظریهپردازان ساختارگرا و پساساختارگرا—از جمله رولان بارت و ژولیا کریستوا—گرد آن جمع بودند. اهمیت تلکوئل برای تاریخ نظریهی فیلم در این است که مفاهیم «متن» و «دلالت» که در این حلقه صورتبندی شد، مستقیماً بر نسل بعدی نظریهپردازان فیلم، بهویژه در «اسکرین»، تأثیر گذاشت.
سینهتیک (Cinéthique)
یک مجله نظری و سیاسی مهم در سینمای فرانسه بود که از ۱۹۶۹ در پاریس منتشر شد و در پیوند با فضای فکری پس از مه ۱۹۶۸ شکل گرفت. این مجله بهشدت تحت تأثیر مارکسیسم، مائوئیسم، آلتوسر، نشانهشناسی و نظریههای ساختارگرا بود و سینما را نه صرفاً بهعنوان هنر، بلکه بهمثابه یک دستگاه ایدئولوژیک و عرصه تولید مناسبات ایدئولوژیک بررسی میکرد. از این نظر، در مقابل تلقیهای سنتیتر و انسانگرایانه از سینما قرار میگرفت. بهویژه به دلیل بحثهایش درباره ایدئولوژی، فرم سینمایی، تولید فیلم، دستگاه سینمایی، بازنمایی و رابطه سینما با مبارزه طبقاتی اهمیت دارد. این مجله همچنین در شکلگیری جریان موسوم به سینمای مادیگرا و نظریه سیاسی رادیکال فیلم در دهه ۱۹۷۰ نقش داشت.



