معلق بین رئالیسم و جادو

نگاهی به فیلم «پوست» ساخته برادران ارک

جن، طلسم و جادو، به رغم حضور گسترده آنها در افسانه ها و قصه های عامیانه و کلاسیک فارسی، متاسفانه حضور پر‌ رنگی در ادبیات معاصر فارسی نداشته اند. جز برخی تلاش های هوشنگ گلشیری، بهرام صادقی و غلامحسین ساعدی و چند نویسنده جوان بعد از انقلاب مثل امید کوره چی(۷ جن)، تقریبا نشانی از اجنه ها و سحر و جادو در داستان های معاصر فارسی نیست. در سینما که وضع خراب تر از ادبیات است و تا جایی که به یاد دارم جز «ملکوت» خسرو هریتاش که اقتباسی از رمانی به همین نام از بهرام صادقی بود، هیچ فیلمی با این درونمایه و بر محور این نوع مفاهیم افسانه ای و متافیزیکی در ایران ساخته نشده. لذا فیلم «پوست» ساخته برادران ارک که چنین موضوعی را هرچند بسیار محدود و محافظه کارانه، دستمایه اولین فیلم بلندشان قرار داده اند، فی نفسه کار قابل تقدیری است.

«پوست»، یک داستان عاشقانه امروزی را به شیوه افسانه‌های کهن روایت می کند. محور روایت، یک مثلث عشقی بین آراز، مارال و سید است که در پس زمینه ای روستایی و در دل جامعه ای که گرفتار باورهای خرافی و نیروهای متافیزیکی است، پیش می رود. برادران ارک، با الهام از باورها، اعتقادات و افسانه های بومی آذری، این فیلم را ساخته اند. فیلم پر است از عناصر و نشانه هایی که به فرهنگ و باورهای سنتی مردم روستایی آذربایجان ارجاع می دهد. نوازنده و خواننده ای روستایی (عاشیقلار) راوی اصلی فیلم است و سرگذشت عشق مارال و آراز را به سان قصه ای کهن در قالب ترانه ای در قهوه خانه اجرا و روایت می کند. این شگرد روایی کهنه، به شکل کاملاً تازه ای به وسیله برادران ارک به کار گرفته می شود به این صورت که عاشیقلار، قصه آدم هایی را روایت می کند که ظاهرا متعلق به افسانه ای کهن اند اما درواقع آنها معاصر راوی اند و او به عنوان یکی از شخصیت های فرعی در قصه حضور پیدا کرده و در کنار آنها زندگی می کند. یعنی او در همان قهوه خانه ای آواز می خواند و قصه اش را روایت می کند که پاتوق آراز و برادر اوست.

اشکال اصلی کار برادران ارک این است که تکلیف آنها با ژانر فیلم مشخص نیست. ظاهرا آنها خواسته اند فیلمی عاشقانه با مایه های ترسناک و حال و هوایی وهم انگیز بسازند اما متاسفانه در این کار و به کارگیری درست عناصر ژانر، موفق نمی شوند. از منظر ژانر عاشقانه، رابطه عاشقانه آراز و مارال به خوبی ساخته نمی شود. شخصیت های مارال و سید به عنوان دو ضلع اصلی مثلث عاشقانه، در سایه و بسیار گنگ پرداخته می شود. مارال جز در سکانس های پایانی فیلم، حضور کمرنگی در فیلم دارد و انگیزه ها و خواست هایش خوب تعریف نمی شود. از طرفی سید به عنوان بزرگ ترین مانع عشقی بین آراز و مارال، همان ابتدای قصه حذف می شود و موانع دیگری مثل مادر آراز که در کار طلسم و جادوست و نیز برادر شوهر مارال، در مقابل آنها قرار می گیرند ضمن اینکه مارال حس عاشقانه قوی ای به آراز ندارد. مادر آراز نیز هیچ انگیزه قوی و قانع کننده ای برای مخالفت با عشق پسرش به مارال ندارد و بی دلیل خود را بین آنها قرار می دهد و آراز را مجبور می کند که بین او و مارال یکی را انتخاب کند.

   سبک واقع گرایانه فیلم با لحن افسانه ای آن در تضاد است و فیلم بین رئالیسم و سورئالیسم معلق است. به همین دلیل ما هیچکدام از عناصر ماوراء الطبیعی فیلم را باور نمی کنیم. شیری که در مراسم تعزیه اول فیلم به عنوان یاور مردم روستا معرفی می شود و قرار است هر سال به یاری این مردمان بیاید، نقشی در قصه ندارد و تنها به عنوان پوستینی از طرف برادر سید برای ترساندن آراز مورد استفاده قرار می گیرد. وجود عناصری مثل جن، سحر، جادو و طلسم، می توانست، ابعاد متافیزیکی فیلم را تقویت کرده و آن را از بستر رئالیستی اش برهاند و هول و وحشت را در دل تماشاگر بکارد اما متاسفانه فیلمسازها از این عناصر در جهت ساختن فضایی وهمناک و دلهره آور استفاده موثری نمی کنند و همه چیز در سطح اجرا می شود. مرز بین واقعیت و وهم و خیال در فیلم، تقریبا واضح و قاطع است در حالی که مخدوش شدن این مرز، یکی از اصول اولیه این نوع سینماست. «پوست» نه تنها ما را درگیر روایت عاشقانه مارال و آراز نمی سازد بلکه هیچ حس تعلیق و دلهره ای در ما ایجاد نمی کند. برخلاف فیلم کوتاه «حیوان»، فیلم «پوست»، هیچ صحنه تکان دهنده و غافلگیرکننده ای ندارد. تنها موفقیت برادران ارک، در بازی های خوبی است که از بازیگران فیلم گرفته اند. بازی بازیگران نقش آراز، مادر آراز و همینطور بازیگر نقش مارال به رغم حضور اندکش در فیلم بسیار قابل توجه است.

دیدگاه شما

لطفا دیدگاه خود را وارد نمایید
نام خود را وارد کنید

2 + 1 =