فرزانه متین
جمعه ۲۷ شهریورماه، موزه سینمای ایران میزبان برنامهای بود که سینما، فرش و میراث فرهنگی را در کنار یکدیگر قرار داد. در این برنامه، فیلم «قالی سخنگو» ساخته بهرام بیضایی، فرش «درخت سخنگو» که در سال ۱۴۰۰ به سفارش او بافته شده و مستند «نامههای بیپاسخ» ساخته انوشیروان معدنچی به نمایش درآمدند. ایده برگزاری این برنامه پس از دیداری با بیضایی در کاشان و طرح موضوع «درخت سخنگو» شکل گرفت؛ فرشی که علی مرشدی در سال ۱۴۰۰ به سفارش بهرام بیضایی بافت. تعلق خانوادگی بیضایی به آران کاشان و علاقه او به فرهنگ این منطقه، پیوند میان این فرش و جهان فکری او را پررنگتر کرده است. «قالی سخنگو» که بیضایی آن را در سال ۱۳۸۵ ساخت، فرش را از یک شیء هنری فراتر میبرد و با بهرهگیری از مضامین شاهنامه، آن را به حامل اسطوره، روایت و حافظه فرهنگی تبدیل میکند. در مقابل، «درخت سخنگو» نمونهای عینی از پیوند جهان فرهنگی و اسطورهای بیضایی با هنر فرش است.

بخش دیگری از این برنامه به مستند «نامههای بیپاسخ» اختصاص داشت؛ فیلمی که انوشیروان معدنچی برای ساخت آن نزدیک به سه سال پژوهش و تصویربرداری و حدود یک سال و نیم صرف تدوین کرده است. این مستند با اتکا به اسناد، نامهها، مدارک مالی، خاطرات و گفتوگو با بافندگان، رنگرزان، استادکاران و پژوهشگران، به تاریخ فرش کاشان و زندگی انسانهایی میپردازد که بخشی از عمر خود را با این هنر سپری کردهاند. عنوان «نامههای بیپاسخ» نیز از نامههایی گرفته شده که بافندگان در دهههای گذشته برای صاحبان کارگاهها و استادکاران نوشته بودند؛ نامههایی که بخشی از مشکلات و نیازهای روزمره آنان را بازتاب میدادند و پاسخی برای بسیاری از آنها یافت نشد. علی مرشدی، از پیشکسوتان صنعت فرش دستبافت کاشان و مؤسس موزه فرش مرشدی، در تولید این مستند نقش حامی و تسهیلگر داشته است. هدف او آن بوده که به جای قرار گرفتن خودش در مرکز روایت، تاریخ فرش کاشان و انسانهای مرتبط با آن دیده شوند. مرشدی درباره چگونگی شکلگیری فرش «درخت سخنگو» گفت: “در سال ۱۴۰۰ با استاد بهرام بیضایی از مسیر فرش آشنا شدم. این آشنایی به پروژهای درباره یکی از طرحهای قدیمی فرش ایرانی و توجه بیضایی به این نقشها انجامید.” به گفتۀ مرشدی؛ بیضایی پیشتر کتابی با عنوان «بانوی سخن» نوشته بود و همچنین فیلمی درباره فرش ساخته بود. در جریان این همکاری، نمونهای از یک فرش قدیمی بافت کاشان که متعلق به حدود یک قرن پیش بود، مورد توجه قرار گرفت و تلاش شد بر اساس آن، طرحی متناسب با ویژگیهای تاریخی و هنری آن دوره بازآفرینی شود. مرشدی درباره شکلگیری دو نمونه از قالی «درخت سخنگو» گفت: “بهرام بیضایی سفارش بافت دو نمونه از این اثر را داد که یکی با نشان آران و دیگری با نشان کاشان طراحی شد. نمونهای که با نشان آران بافته شده، به انتخاب و اهدای خود استاد بیضایی، برای نگهداری در مجموعه موزه مرشدی اختصاص یافت.”

در بخش دیگری از این برنامه، سیفالله امینیان، پژوهشگر حوزه میراث فرهنگی، بر ضرورت مشارکت مردم در حفاظت و معرفی میراث فرهنگی تأکید کرد و نقش دولت را بیشتر حمایت و تسهیلگری دانست. به اعتقاد او، مستندهایی مانند «نامههای بیپاسخ» میتوانند با معرفی میراث فرهنگی، حس تعلق مردم به شهر و پیشینه تاریخیشان را تقویت کنند. علیرضا تابش نیز بر اهمیت تولید مستندهایی با موضوع میراث فرهنگی تأکید کرد و سینما را ابزاری برای ثبت، روایت و انتقال حافظه فرهنگی دانست. از نگاه او، میراث فرهنگی تنها با ستایش و تمجید حفظ نمیشود، بلکه باید شناخته، مستند و به نسلهای بعد منتقل شود.
اهمیت این برنامه در کنار هم قرار گرفتن سه روایت متفاوت بود: فیلمی از بهرام بیضایی درباره فرش و اسطوره، فرشی که سالها بعد به سفارش او بافته شد و مستندی که با جستوجو در اسناد و خاطرات، سراغ تاریخ فرش کاشان و انسانهای آن رفت. این سه اثر، هر یک از زاویهای متفاوت، به یک مفهوم مشترک رسیدند. اینکه فرش فقط یک اثر هنری یا کالای فرهنگی نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی ایران است و سینما میتواند در ثبت و انتقال این حافظه به نسلهای آینده نقش داشته باشد



