Monday, September 19, 2022
cine-eye-banner

بازنمایی زنان در فیلم‌های نوآر

  مالو باروسو ترجمۀ شیوا اخوان راد قبل از جنگ جهانی دوم، زنان عمدتاً خانه‌دار بودند. بیشترشان خارج از خانه کار نمی‌کردند و از آنجایی که مشاغل دیگر برای آن‌ها مناسب نبود...

پرسه‌زن، شیوه‌های مکان‌مند و اندیشه کوچ‌نشین در “شب” آنتونیونی[1]

 تورون هالند ترجمۀ مجید کیانیان "در پرسه‌زن (فلانور)، لذت تماشا غالب است. می‌توان بر مشاهده متمرکز شد اما دستاورد آن کارآگاهی آماتور خواهد بود. یا می‌توان بر درنگی متوقف شد؛ آنگاه...

  «زاما»، درام کافکایی لوکرشیا مارتل

جی هوبرمن ترجمۀ شیوا اخوان راد وقتی لوکرشیا مارتل، فیلمساز آرژانتینی در مورد کارگردانانی که واقعیت را به چالش می‌کشند حرف می‌زند و آن‌ها را تحسین می‌کند انگار دارد در مورد...

پایداری «پرسونا»ی برگمان

توماس السه‌سر ترجمۀ مهران پوراسماعیل   هنگامی که اینگمار برگمان در جولای سال 2007 از دنیا رفت – در همان روزی که میکل آنجلو آنتونیونی فوت شد – مجادله‌ی غیر منتظره‌ای...

چقدر چشمانِ سینما بر زندگی هنرمندان گشوده است؟

نگاهی به برخی پرتره‌های سینمایی از هنرمندان  سانازسیداصفهانی اقتباس از زندگی هنرمندان در سینما و ساختن پرتره‌های سینمایی از آنها بی‌اندازه کار ظریف و مهمی است . فیلم‌نامه‌نویس باید بداند خلوتِ...

موسیقی و صدا در فیلم «اسب تورین» بلا تار

فرزانه فروزش و متین آهنگری    صدای ناکوکِ هارمونی‌های وِرک‌مایستِر سینمای بلا تار را بیش از هر چیز قاب‌هایی تشکیل می‌دهند، که با اشیایی بی‌جان احاطه شده‌اند. قاب‌هایی که هر کدامشان به...

سبک و مولفه‌های زیبایی‌شناختی در «باشو غریبه کوچک»بیضایی

اندرو ساریس، منتقد آمریکایی و از نظریه‌پردازان تئوری مولف در سینما، برای مولف‌بودن یک سینماگر، سه ویژگی و معیار قائل شده که عبارتند از شایستگی فنی، تشخص سبکی و...

تأملاتی درباره‌ی سینمای معاصر مجارستان

امان از کافه‌های بوداپست امیرحسین بهروز در درجه‌ی اول و پیش از هر چیز باید شاکر خداونگار سینما باشیم که میراث سینمای دیار مجارها هم‌چون پدیده‌ی فوتبال‌شان به ورطه‌ی نابودی کشیده...

سوپرانوز و روانکاوی

خوانش لاکانی از سریال سوپرانوز/نقش مادر در ساختار انحراف مهدی پاکدل در سریال سوپرانوز (The Sopranos) تونی سوپرانو در اولین قسمت از فصل اول این سریال رویایی را که دیده است...

سینماتک و تاریخ سینما

ژان لوک گدار بعد از بیست سال کار در سینما، و در حوالی سال‌های 1967/68، و به خاطر حرکت‌های اجتماعی که در اطرافم شکل گرفت، فهمیدم که که دقیقا نمی‌دانم...
Cine-eye / سینما-چشم